ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

269

تاريخ گيلان ( فارسى )

اوباش به محافظت رشت به اعتقاد ناقص خود قيام مىنمود ، رسيد . و مشار - اليهم گريخته ، به جنگلها و دره‌ها نهان شدند . قراولان كه در ميدان رشت مىرسند ، آقا رستم نام كه از لئام قريهء سياه اسطل رشت بود ، به طريق اتفاق ، در قرب دكان قصابى ، به سه نفر از قراولان برخورده ، حركت المذبوحى نموده ، در دست ايشان به قتل مىرسد . سر آقا رستم را از بدن جدا نموده و به فتراك آويخته ، تا سقاسراى كول مىروند . و چون از عساكر مخالف اثرى ظاهر نبود ، برگشته در محلهء استادسرا رفت . جمعى مسلمانان از ذكور و اناث ، اموال و اسباب خود را در بقعهء استاد جعفر برده ، ملتجى بودند . بست را شكسته ، اموال متجاوز الحد به تاراج و تالان سپردند و در بالاخانهء سردر دار الاماره نقاره‌چى نشانده و بعد از آن به خدمت خانان رفته ، سوانح حالات را عرض مىكنند . و چون خوانين با عساكر ، داخل بلدهء رشت شدند ، عرصهء رشت را از مخالف خالى ديدند و رعايا را بكل متفرق و متوارى يافتند . خوانين و عساكر به صحراى سياه رودبار نزول فرمودند و روز شنبهء چهارم شهر مذكور ، محمدى خان - حاكم كهدم - با هزار نفر چريك و عساكر ، در سياه رودبار داخل اردوى خانان شدند و بعد از آن شروع در تدبيرات نمودند .